وبلاگموبلاگم، تا این لحظه: 5 سال و 4 ماه و 5 روز سن داره
⚡⚡🪄🔮Patterhead🔮🪄⚡⚡⚡⚡🪄🔮Patterhead🔮🪄⚡⚡، تا این لحظه: 5 سال و 2 ماه و 21 روز سن داره

مُهمَلاتِ یک ذهن پر از انباشته های احساسی و ادبی

الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ ۗ أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ☘🌱

شایعه ای در مورد من : مادر و پدر پزشک !

یه روز تو سالن مطالعه مدرسمون یکی ازم پرسید تو دانشجویی ، منم نه گفتم اره ، نه گفتم نه ، خندیدم و گفتم : شاید ، خودت چی فکر میکنی ، طرف هم گفت به نظرم بهت میخوره دانشجو باشی ، منم خندیدم گفتم خوب پس هرچی فکر میکنی   اون روز گذشت و گذشت از فرداش من تا یه هفته نرفتم سالن ، بعد یه هفته همون از دم در که وارد سالن  شدم ،  ناظمه اش(که یکمی فضول تشریف دارند)  پرسید سایه تو مامانت دکتره؟ گفتم نه ، گفت بابات چی؟ گفتم نه! خلاصه رفتم داخل و هر سه ثانیه یبار یکی می اومد می گفت تو مامان بابات دکترن؟ اخرش رفتم ته و توی قضیه رو در اوردم دیدم بلههه! یک ادم بیکار و علاف که من حتی نمیشناسمش و  نمیدونم کیه ، یک ...
10 ارديبهشت 1405